استاد محمودی خوانساری

استاد محمودی خوانساری

 

محمود محمودی خوانساری (۱۳۱۲ – ۱۳۶۶) از خوانندگان موسیقی سنتی ایرانی بود. محمودی خوانساری صدایی گرم داشت و در آواز از سبکی مخصوص به خود برخوردار بود. او ضرب می‌نواخت و به سه‌تار علاقه‌مند و آشنا بود. مطالعات مستمرش در شعر و موضوع تلفیق شعر و هنر آواز تاثیر زیادی در آثارش گذاشت.

زندگینامه

محمود محمودی خوانساری در ۲۳ تیرماه سال ۱۳۱۲ در محله «رئیسان» خوانسار در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش حجت‌الاسلام سید جمال‌الدین محمودی (از نوادگان آیت الله میرکبیر سید ابوالقاسم جعفر موسوی خوانساری)از روحانیون نامدار خوانسار بود و تسلّط نسبی محمودی خوانساری بر زبان عربی و تعلیمات دینی را می‌توان حاصل ۱۳ سال زندگی در کنار پدرش دانست. پس از فوت پدر در سال ۱۳۲۶ خورشیدی، به همراه دایی‌اش به تهران آمد و در دبیرستان ادیب به تحصیل ادامه داد. هرچند در همان سال‌ها در تهران برای امرار معاش مجبور به کار بود، اما از آواز خواندن غافل نشد. چند سال بعد با هنرمندانی چون ناصر مسعودی و قاسم جبلی آشنا شد. دوستی با ناصر مسعودی باعث آشنایی و ورود او به محافل هنری زمان شد و این امکان برای او به وجود آمد تا برای اولین بار برای پخش صدایش به رادیوی نیروی هوایی برود. او در سال ۱۳۳۵ پس از اتمام دوره سربازی، در محفلی با ابوالحسن صبا آشنا شد و به پیشنهاد او به یادگیری ردیف موسیقی ایرانی اقدام کرد. آشنایی او با ابوالحسن صبا در سال ۱۳۳۵ آغاز کار هنری محمودی خوانساری بود که تا پایان عمرش ادامه یافت.
پس از فوت صبا در سال ۱۳۳۷ تهران را ترک کرد و به شیراز رفت و در آنجا با رادیو شیراز به همکاری پرداخت. او علاوه بر اجرای برنامه، سرپرستی موسیقی اصیل این رادیو را نیز به عهده داشت. این برنامه‌های هنری با اقبال مردم شیراز روبرو شد و به سرعت به چهره‌ای شناخته‌شده تبدیل شد.
خوانساری در سال ۱۳۳۹ به تهران برگشت و به دعوت داوود پیرنیا، بنیانگذار برنامه گل‌ها، در استودیو گل‌ها شروع به فعالیت کرد و اولین کار هنری خود را در برنامه برگ سبز شماره ۵۶ ضبظ نمود. محمودی خوانساری از سال ۱۳۴۹ در برنامه نوائی از موسیقی ملی که با سرپرستی اسدالله ملک و همکاری دکتر منوچهر جهانبگلو تهیه می‌شد، همکاری کرد. او که در سال‌های ابتدایی فعالیت هنری، تنها به اجرای آواز پرداخته بود، در این برنامه به اجرای ترانه نیز پرداخت. نوائی از موسیقی ملی به سرعت در میان هنردوستان و عاشقان موسیقی اصیل مقبولیت یافت و ترانه‌های ارزنده و به‌یادماندنی مرغ شباهنگ در مایه افشاری، میخانه در مایه دشتی، سکوت و مستی در سه‌گاه هر سه از ساخته‌های اسدالله ملک و لاله پرپر ساخته فرهنگ شریف حاصل همکاری محمودی خوانساری با برنامه نوائی از موسیقی ملی طی این سال‌ها می‌باشد. از آن پس آثار متعدد دیگری را تحت عناوین گلهای رنگارنگ، برگ سبز، یک شاخه گل و گل‌های تازه در کنار هنرمندانی چون مرتضی محجوبی، احمد عبادی، حبیب الله بدیعی، پرویز یاحقی، امیر ناصر افتتاح، جهانگیر ملک، همایون خرم، حسن کسائی، جلیل شهناز، فرهنگ شریف، لطف الله مجد و رضا ورزنده به‌وجود آورد. ثلث آخر زندگی وی به همکاری با اسدالله ملک سپری شد.
سرانجام محمود محمودی خوانساری در دوم اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۶ هجری شمسی درگذشت.  در قطعه ۱۰۱ ردیف ۸۵ شماره ۱۹ بهشت زهرا در تهران به خاک سپرده شد.

آثار

استاد محمودی خوانساری

استاد محمودی خوانساری

برخی آثار ثبت شده محمودی از میان بیش از دویست اثرش به ترتیب است:
گل‌های رنگارنگ شماره

۲۴۱ (ب) در مایه دشتی. غزل از رهی معیری با مطلع (آنقدر باآتش دل ساختم تا سوختم)
۲۷۸ شوشتری گر چه امروز زهم دور مکان من و توست
۲۹۱ شور. شعر از عماد خراسانی (ماییم و دلی پرخون از جور پری‌رویی)
۳۱۴ سه گاه(بخت ایینه ندارم که در او می‌نگری)
۴۳۲ افشاری (بوی تو هر که ز باد صبا شنید)
۴۵۲ همایون (حدیث درد من گر کس نگفت افسانه‌ای کمتر)
۴۵۶ اصفهان (دامن خویش را ز خون مژه گلشن کردم)
۴۵۸ همراه با ایرج (دلم شادست که با او همدم و همخانه خواهم شد)
۴۶۸ افشاری (هر انکه جانب اهل وفا نگه دارد)
۴۷۷ چهارگاه (انکه پامال جفا کرد چو خاک راهم)
۴۸۳ همایون (ساقیا بیا که یار ز رخ پرده گرفت)
۴۸۴ سه‌گاه. شعر از رهی معیری (شب یار من تب است و غم سینه سوز هم)
۴۸۸ در شور. غزل از حافظ (ما بی‌غمان مست دل از دست داده‌ایم)
۴۹۲ شوشتری منصوری. شعر از پژمان بختیاری (ما هم شکسته خاطر و دیوانه بوده‌ایم)
۴۹۲ب شوشتری منصوری. شعر از پژمان بختیاری (ما هم شکسته خاطر و دیوانه بوده‌ایم)
۵۰۳ شور (کدام جلوه که در سرو سرافراز توست)
۵۰۷ ابوعطا (چه باز در دلت امد که مهر برکندی)
۵۱۲ افشاری. شعر از رهی معیری (دور از تو هر شب تا سحر گریان چو شمع محفلم)
۵۱۲ ب افشاری. شعر از رهی معیری (دور از تو هر شب تا سحر گریان چو شمع محفلم)
۵۱۳ نوا (در فغانم از دل دیر اشنای خویش)
۵۱۴ ماهور (ای کاش جان بخواهدمعشوق جانی ما)
۵۲۴ ماهور (ای کاش جان بخواهدمعشوق جانی ما)
۵۲۷ ماهور. غزل از موید ثابتی (دیریست تا به دیر مغان جا گرفته‌ایم)
۵۲۹ شوشتری منصوری. غزل از پژمان بختیاری (دل ز شوق گریه‌ای مستانه می‌سوزد مرا)
۵۲۹ب شوشتری منصوری. غزل از پژمان بختیاری (دل ز شوق گریه‌ای مستانه می‌سوزد مرا)
۵۳۲ ماهور (اهل گردم اگر دل دیوانه بگذارد)
۵۳۳ شور. غزل از حافظ (ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد)
۵۴۰ دستگاه نوا. غزل از حافظ و سعدی (زاهد پشیمان را ذوق باده خواهد کشت/ تو هیچ عهد نبستی که عاقبت نشکستی)
۵۴۶ ماهور (هرگز دلم به درد تو از کس دوا نخواست)
۵۵۰ افشاری. شعر از قاآنی (دل شکسته من آتش است اثر دارد)
۵۵۴ دشتی. غزل از سعدی (آن نه روی است که من وصف جمالش دانم)
۵۵۵ ب سه گاه (گفت عاشق به معشوق که‌ای فتا)
۵۵۷ ماهور (یار اگر جلوه کند دادن جان این همه نیست)
۵۵۷ ب ماهور (یار اگر جلوه کند دادن جان این همه نیست)
۵۶۰ چهارگاه. غزل از حافظ (مژده‌ای دل که دگر باد صبا باز آمد)
۵۶۴ سه گاه(انرا که غمی چون غم من نیست چه داند)
۵۶۴ سه‌گاه. غزل از سعدی (آن را که غمی چون غم من نیست چه داند)

گل‌های تازه شماره

۳ آواز دشتی. شعر از شهریار (از زندگانی‌ام گله دارد جوانی‌ام)
۹ سه‌گاه. غزل از حافظ (چه مستی است ندانم که رو به ما آورد)
۱۲ سه‌گاه. شعر از سایه (شب آمد و دل تنگم هوای خانه گرفت)
۱۷ بیات ترک. غزل از ابوالحسن ورزی (باز بهار آمد و آورد بوی تو)
۱۹ افشاری. غزل از حافظ (نماز شام غریبان چو گریه آغازم)
۲۰ شور. شعر از شهریار (باز امشب‌ای ستاره تابان نیامدی)
۲۷ غزل علی اشتری (عمری ز سوز آتش هجران گریستم)
۳۰ شوشتری. شعر از حافظ (الاای آهوی وحشی کجایی)
۴۴ شوشتری. شعر از حافظ (دل از من برد و روی از من نهان کرد)
۴۷ مخالف سه‌گاه. غزل از یغمای جندقی (نگاه کن که نریزد دهی چو باده به دستم)
۵۷ ابوعطا. شعر شهریار (به اختیار دلی برده چشم یار از من)
۶۳ ماهور. غزل از شهریار (امشب‌ای ماه به درد دل من تسکینی)
۷۰ دشتی. شعر از حافظ (به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم)
۷۶ سه‌گاه. شعری از عراقی (بیا بیا که نسیم صبا می‌گذرد)
۸۶ همایون. شعری از سعدی (ای زلف تو هر خمی کمندی)
۱۱۵ ماهور. شعری از حافظ (صحن بستان ذوق بخشی و صحبت یاران خوش است)
۱۱۸ شور. غزل از عبار همدانی (روزی که کلک تقدیر در پنجه قضا بود)
۱۳۰ دشتی. غزل از سایه (چشم گریان تو نازم حال دیگرگون ببین)
۱۳۲ ابوعطا. شعر از حافظ (در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی)
۱۳۵ سه‌گاه. شعر از حافظ و باباطاهر (یاد باد آنکه سر کوی توام منزل بود)
۱۳۷ بیات ترک. غزل از حافظ (دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم)
۱۴۱ بیات اصفهان. شعر حافظ (با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی)
۱۴۵ سه‌گاه. شعر عماد خراسانی (چیست این آتش سوزنده که در جان من است)
۱۴۸ افشاری. شعر سعدی (هر شب اندیشه دیگر کنم و رای دگر)
۱۵۲ شور. شعر از سعدی (بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست)
۱۶۸ ماهور. شعر از سعدی (سلسله موی دوست حلقه دام بلاست)
۱۸۳ سه‌گاه. شعر از حافظ (چه بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست)

برنامه برگ سبز شماره

۵۶ نخستین آواز گل‌های محمودی خوانساری به همراه تار فرهنگ شریف
۶۵ سه‌گاه. شعر از حافظ (دیشب به سیل اشک ره خواب می‌زدم)
۷۱ شور(رسید مژده که امد بهار و سبزه دمید)
۷۹ بیات زند. شعر از عراقی (من از تو روی نپیچم گرم بیازاری)
۸۲ سه‌گاه. شعر از حافظ (دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود)
۸۸ همایون، شوشتری. غزل از رهی معیری (شب یاد من تب است و غم سینه سوز هم)
۹۴ شور. شعر از تولام وفا (ای که داری به من از مهر نهانی نظری)
۹۹ سه‌گاه. غزل از فروغی بسطامی
۱۰۲ ابواعطا. غزل از همای شیرازی و نواب صفا (لب تشنه‌ام ساقی به من زان آب آتش‌زا بده)
۱۰۵ افشاری با مطلع (یاران غمم خورید که غمخوار مانده‌ام)
۱۰۶ غزلی از مولوی (ما در ره عشق تو اسیران بلاییم)
۱۰۹ با غزلی از علی اشتری (عمریست تا به پای خم از پا نشسته‌ایم)
۱۳۴ شوشتری، منصوری و شعری از دنیا (قصه غصه عشاق جهان)
۱۴۹ شور و دشتی. شعر از سعدی (ای خردمند که گفتی نکنم چشم به خوبان)
۱۶۵ سه‌گاه. شعر از سعدی (بخت آیینه ندارم که در او می‌نگری)
۱۶۶ بیات اصفهانی. غزل از رهی معیری (چون زلف توام جانا در عین پریشانی)
۱۷۹ شور. غزل از حافظ (رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید)
۲۵۴ شور. شعر مهستی گنجوی و ابوالحسن ورزی (در فغانم از دل دیر آشنای خویشتن)
۲۶۲ ابوعطا. غزل طبیب اصفهانی (غمت در نهانخانه دل نشیند) <برچه>

برنامه شاخه گل شماره

۱۲۶ شور. شعر شیخ‌بهایی (ساقیا بده جامی زان شراب روحانی)
۳۷۷ شور. غزل از سعدی (دوش بی‌روی تو آتش به سرم بر می‌شد)
۳۸۸ دشتی. شعر از سعدی (ندانست به حقیقت که در جهان به که مانی)
۳۹۸ سه‌گاه. شعر از حافظ (من ترک عشق و شاهد و ساغر نمی‌کنم)
۴۱۰ افشاری. شعر از هادی رنجی (ما را دل از کشاکش دنیا شکسته‌است)
۴۵۸ بیات ترک. شعر از رفیق اصفهانی (دلم شادم که با او همدم و همخانه خواهم شد)

و آوازها و برنامه‌های بی‌شمار دیگر.